بهار مبارک !

لبخند گلهای بهاری..حس خوب بیقراری

قاصدکهای پریشون..شاپرکهای گریزون

با تو حسِ من همینه..ابر و بارون بهاری!

زندگی مثل یه قصه ست ، قصه خوب رسیدن

اگه باشی که همینه ..تو نباشی همه غصه ست

گل و بارون ، مهر و مهتاب ، همه شون با تو قشنگن

قصه های عاشقونه ، شعر های بی بهونه همه شون با تو قشنگن

تو بمون تا جوون بگیره لحظه های عاشقونه

من همیشه عاشقت میمونم.. بی بهونه ، با بهونه !

 

 

 

 

و اما حدس بزنین دو روز دیگه چه خبره ؟!

دو روز دیگه تولد یه فرشته ست.. یه فرشته مهربون و دوست داشتنی.. تولد مرجان عزیزم.. دوست گلم

مرجان عزیزم .. تولدت مبارک گلم

همیشه بهت گفتم که اسفند ماه تو رو به یاد من میاره.. مهربونیات.. صداقتت.. و اون احساسات قشنگت که توو هیچکس ندیدم..

یاده همه روزهایی که با هم گذروندیم.. شیطنتهامون.. درس خوندنامون.. موفقیتهامون

یاده موقعه هایی میوفتم که میخواستم جلوی همه لکچر بدم.. نگام میکردی بهم لبخند میزدی و میفهموندی که باید اعتماد به نفسمو حفظ کنم.

همه اون لحظات قشنگو قاب گرفتم و گذاشتم جلوی چشمم تا یادم نره چه دوستای خوبی دارم..مهربون..زلال ..ناب.. مثله تو ..مثل یه فرشته !

مرجانم جشن میلادت مبارکقلبماچ

/ 222 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوروز

با سلام ممنونم دوست بسیبار عزیز ونوسعزیز...................

سوشیانس

انسانها به هر چی زیاد نگاه می کنند شبیه همان می شوند و حتما تو شبهای زیادی به ماه نگاه کردی !

سوشیانس

من واو شباهت های متفاوتی باهم داریم: هر دو شکستیم؛ اوقلب مرا، من غرورم را هر دو رقصیدیم؛ او با دیگری، من با سازهای او هر دو بازی کردیم؛ او با من، من با سرنوشتم و در آخر هر دو پی بردیم او به “حماقت” من، من به “پست” بودن او آری، این شباهت های متفاوت هر روز آشکارتر میشود…[گل]

سوشیانس

ببار برایم تو که هزاران چشمه ی جوشان پشت مردمک هایت پنهان کرده ای ببار برایم اشک هایت همان آب حیاتی ست که خضر نوشید و هنوز در به در جاودانگی ست ببار برایم ساعت چشمهایم عجیب با ساعت ابرها کوک است عقربه هایی خلاف مسیر زندگی که به هم نمیرسند و فقط جفت هم می شوند ببار برایم تو که اشک هایت برف آب شده ی کوهستان است به کجایی ببار ، ببار سیلاب دردهایت را دوست دارم...[گل]

سوشیانس

گــُوشــِــہ ے چــِـشـــمـَت رآ بــآریـــک تــَر کــُـטּ ! بــِــہ جــآے صــُـورَتــَــґ ، بــِــہ בیـــوآر خـیـــرِه شـُو ! میـــآטּِ صــُحــبَــتَــґ ، خـَـمیــ ـ ــآزه بـِکــِـش ! تـــُو کــِـــہ اِنــســآنــے بیـــشـتـَر نیـــستـــے . . . گـــآهـــے وَقتـــآ خــُـ ـ ـבآ هــَـґ کـِــلــآس مــے گــُذآرَב . . .[گل]

سوشیانس

دَستآنَمـ شایَد اَمّآ /دِلَمـ/ نِمے رَوَد بـﮧ نِوِشتَـטּ . . . ایـטּ ڪَلَمآتـِ بـﮧ هَمـ دوختـﮧ شُدهـ ڪُجآ (؟) اِحسآسآتـِ مَـטּ ڪُجآ (؟) ایـטּ بآر . . . نَخوآندهـ مَرآ بِفَهمـ ـ (!)

سوشیانس

فریادی و دیگر هیچ . چرا که امید آنچنان توانا نیست که پا سر یاس بتواند نهاد. *** بر بستر سبزه ها خفته ایم با یقین سنگ بر بستر سبزه ها با عشق پیوند نهاده ایم و با امیدی بی شکست از بستر سبزه ها با عشقی به یقین سنگ برخاسته ایم *** اما یاس آنچنان تواناست که بسترها و سنگ ها زمزمه ئی بیش نیست ! فریادی و دیگر هیچ ![گل]

فاطمه

بزرگی را گفتند زندگی چند بخش است :گفت دو بخش کودکی و پیری. گفتند:پس جوانی را جه شد. گفت:با عشق ساخت با بی وفای سوخت با جدایی مرد

روفیا . الف

زیبـــــا و خیال انگیز بود این شعرت ونوس جان واقعا بهاری بود