wish you were here

اینروزا حال و هوای سال 87 دارم..همین موقه ها بود که باهات آشنا شدم.. دلم برات تنگ شده.. برای اون خنده های از ته دلت .. برای تک تک کارات.. مدل حرف زدنت.. برای خاکی و بی ریا بودن هات ..برای خوب بودن هات تنگ شده ..برای موقعه هایی که حقیقت رو میگفتی بی توجه به اینکه چه لطمه ای به موقعیتت میزنه !

تو همیشه برام مثل هوای تازه بودی..مهربونم منو ببخش اگه غفلت کردم.. اگر اونطور که باید نبودم ..از این آدمای هرجایی خسته ام .. از دروغاشون خسته ام .. هیچکس مثه تو نیست . هیچکس ..

 

 

پ.ن : و باز این آهنگ تو رو یاد من میاره..کاش اینجا بودی...کاش

 

دل گویه : مهربونم میدونم دلگیری ازم.. من به تو برمی گردم..فقط بهم فرصت بده..بزار به این برسم که تو برام بهترینی ..بزار عاشقانه برگردم.

 

واگویه : باغ بی برگ زمستونای من .. ابر دنیا رو به پات میریزن..سایه ی گمشده ی رویاهام .. شاخه ی شکسته ی پاییزن.. پا به پای همه ی فانوسا.. شب این دهکده رو بیدارم.. من نمی تونم،اگه برگردم.. دست از این خاطره ها بردارم.....من به آغوش " تو " برمیگردم..اگه رویای تو با "من "باشه...صبح آخرین نمازم با توست .. اگه روز آخر دنیا شه !

 

 

بعدا نوشت : هر کی گافی که توو این عکس داده شده رو پیدا کنه خیلی باهوشه ! ببخشید! بادقته لبخند من حرفمو پس میگیرم.. همه ی دوستای گلم باهوشن قلب

 

خیلی بعدا نوشت : گافی که توو عکس داده شده مربوط میشه به نوشته عکس .. اگه به عنوان آپ من دقت میکردید متوجه میشدید که عبارت were یه h اضافه داره توی عکس ینی توو عکس اشتباه نوشته شده .. که اینجا معنی نداره ..گاد اید دارلینای من ؟! چشمکماچ

/ 235 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

دنبال یه جایی بودم که حال و هوام رو عوض کنه...فک کنم جای خوبی رو پیدا کردم.. خیلی مرسی

روفیا . الف

خیــلی دوس دارم بدونــم اینجا مخاطبت کی بوده؟ منم عــکس دیدم نفهمیدم!

ستاره

میدونی بهشت کجاست؟؟؟ یه فضای چندوجب در چندوجب بین بازوان کسی که دوستش داری (حسین پناهی) [گل][گل][گل]

ستاره

منتظـــر بارانـــم… در خلوت کوچه هایم باد می آید اینجا من هستم ؛ دلم تنگ نیست…. تنها منتظر بارانم تا قطره هایش بهانه ایی باشند برای نم ناک بودن لحظه هایم و اثباتی بر بی گناهی چشمانم!!! [گل][گل][گل]

روفیا . الف

واقعآ ونوس؟!!! شوخــی میکنی ؟ البتـــه تو خاطرخواه زیاد داری حالا این چندتایی که گفتی چشمتو گرفتـن یا فقط یه یادبوده؟

سیاوش

ای نگاهت نخی از مخمل و ابریشم چند وقتی است تنها به تو می اندیشم به تو آری به تو یعنی به همان منظر دور به همان سبز صمیمیی به همان باغ بلور به همان زل زدن از فاصله دور به هم یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم شبحی چند شب است آفت جانم شده است اول نام کسی ورد زبانم شده است درمن انگار کسی در پی افکار من است یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است یک نفر ساده چنان ساده که از سادگی اش می توان یک شبه پی برد به دلدادگی اش

ستاره

خدایا !!! یک مرگ بدهکارم و هزاران آرزو طلبکار… خسته ام، یا طلبم را بده یا طلبت رابگیر. [گل][گل][گل]

n-a-f-a-s

سلام فدات مخسی ک اومدی منم با اسم وبت لینکیدمت اسمتو نمیدونسم میخواسم پلو لینکت بذارم بازم منتظرتم سرم خلوت شه تلافی میکنم

سیاوش

ﺩﻧﯿﺎ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ... ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﯾﻪ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺻﺎﻑ ﻭ ﯾﮑﺮﻧﮓ ﺑﻮﺩﻧﺪ !! ﺑﯿﺸﻤﺎﺭﻧﺪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﻣﺸﺎﻥ ﺁﺩﻡ ﺍﺳﺖ … ﺍﺩﻋﺎﯾﺸﺎﻥ ﺁﺩﻣﯿﺖ … ﮐﻼﻣﺸﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ … ﺣﺎﻝ، ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﯾﮑﯽ ﮔﺸﺖ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪ … ﻧﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ … نه ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﺭﻓﯿﻖ ﺻﻤﯿﻤﯽ …… ﺗﻨﻬﺎ ﺻﺎﻑ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺻﺎﺩﻕ … ﭘﺸﺖ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺵ ﺧﻨﺠﺮ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﯾﺪﻥ … ﻫﯿﭻ ﻧﮕﻮﯾﺪ … ﻓﻘﻂ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺵ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ :ﺻﺎﻑ ﻭ ﯾﮑﺮﻧﮓ...

n-a-f-a-s

السلام علیک یا اهل بیت النبوه ادرکنی... . . با اجازه بزرگترا.. آ پ م [خجالت]