Like StValentine

 

 

 


Like StValentine

In the name of love lost I'm frozen to her and I want you to
come build me a bridge soaked in gasoline and pass the torch.

Hey baby let me be your Valentine, St. Valentine...
Suck the sorrow out of you and try to keep the lie alive.
Like St. Valentine

Like the couple from Pompei,
our drama's put on display.
Along with a dove, stuffed
In a coffin of glass entitled
"Love, Lust and the Holy Ghost".

Those were the days.

Love's the only war worth dying for.
Build me up to knock me down, I'm all yours.

Hey baby let me be your valentine, St. Valentine,
Hey baby let me be your valentine, St. Valentine,
Hey baby let me be your valentine, St. Valentine,
Hey baby let me be your valentine, St. Valentine,
Like Saint Valentine.

 

بنام عشق گمشده که من در اون منجمد شدم و میخوام

که تو بیای و از من پلی بسازی که خیس از بنزینه و این مشعل رو ازش عبور بدی

عزیزم..بذار من ولنتاین تو باشم...ولنتاین مقدس

تو رو از غمها خالی کنم و سعی کنم تو رو زنده باقی نگه دارم

مثل ولنتاین مقدس

 

مثل اون زوج پامپی ( که زیر خاکستر در حالیکه همو در آغوش گرفته بودن..مردند)

سرگذشت پوشیده ما آشکار شده

به همراه کبوتری که در تابوتی شیشه ای

بی نام و نشان از عشق و شهوت و روح القدس چپانده شده

 

اون روزا گذشته و رفته..

 

عشق تنها جنگی که ارزش داره در راهش بمیری

منو  بساز تا دوباره خرابم کنی..همه وجود من برای توست

 

عزیزم بذار من ولنتاین تو باشم.. ولنتاین مقدس

مثل ولنتاین مقدس...

 

پ.ن: ببخشید ترجمه ام خیلی دم دستی شد :)

/ 78 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش

سلام ممنون آجی گلم [گل] کوله بارم بر دوش ، سفری تا ته تنهایی محض ، سازکم با من گفت : هرکجا لرزیدی ، از سفر ترسیدی ، تو بگو از ته دل ، من خدا را دارم . منتظرتم[گل][چشمک]

پوريا

ان دور ها ايستاده ام نگاه ساعت به روي تمامي هستي ام پلک مي زند مرا به ياد مي اوري؟ اين جاده انگار خيال نمرده و ناتمام توست که ميان من و دريا که ميان سکون و تلاطم خط محکمي کشيده است و من... گفتم صدايت را بذار و نگاهت کردم تا در جاده حل شدي از ان روز نه در را گشودم نه اين پنجره ي خيس و سرد را هنوز هواي اتاق اغشته ي صداي سکوت توست و ديوار ها... زخمي از بي قراري ثانيه ها زمان را بار ها تکرار مي کنند اينجا سکوت تو نگاه حجم خالي اين اتاق است که انگار مي خواهد خط ممتد اين جاده را زنده نگه دارد که بي وقفه تلاش ميکند تا از نگاه ساعت رد شود و در هواي سرد ان طرف شيشه ها تکرار شود ان دور ها ان روز ها گفتم صدايت را برايم بگذار و پلک ثانيه ها با سکوت حجيم اتاق پژواک هميشگي تو شد

سايه

این روزها مدام سقف چشمانم چکه میکنند..غرق شده ام در دردهایی که هر روز چوب خط تازه ای برپیشانی ام می کشند.. تحلیل رفته ام در شبهای کوتاه قد وروزهای ته کشیده ی خرداد پنهان شده ام پشت لبخندهای کاغذی و سوتهایی که با لب هایی مچاله در خلوتم قدم می زنند.... پس از تو من ماندم با رسالتی بیمار و تخیل هایی مفلوج که به هیچ جایی نرسیدند... . . این هذیان های یک زن دیوانه است که با خودش حرف می زند با خودش راه می رود..و با کفش های ده سانتی اش به رقص می آید.. می چرخد می چرخد می چرخد... سرگیجه می گیرد می افتد .. وساعت ها با سقف خانه اش حرف می زند! [گل]

شاهرخ

[قلب] . . . . . . [خوشمزه] . . . . . . [بغل] . . . . . . [ماچ]

اميره

مي بخشي .من قصد فضولي ندارم.اگه دوست نداري جوابمو نده.

آرش

سلام آجي گلم[گل]ممنون زندگی باور می خواهد ، آن هم از جنس امید ، که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد ، یک امید از ته دل به تو گوید که خدا هست هنوز ... منتظرتم[گل][چشمک]

ابر قرمز

حدستون چيه؟ من كي هستم؟

دختر اردیبهشت

سلام ونوس جان.ممنون که به وبلاگم اومدی[گل]خوشحالم که یه اردیبهشتی برام کامنت گذاشته.عزیزم در مورد لینک باید بگم که من کسی رو لینک نمیکنم.وبلاگایی که مطالبشونو دنبال میکنم آدرسشونو توی علاقه مندیها ذخیره میکنم و دیگه دلیلی نمیبینم که بخوام لینکشون کنم.قالب وبلاگت هم خیلی قشنگه[لبخند] ایشالا همیشه شاد و موفق باشی دوست اردیبهشتی[گل]

پوريا

شبامون آه که چه تاریکو چه سرده دلامون جای غمه لونه ی درده تو رو بی من، منو بی تو گذاشته چی بگم با منو تو دنیا چه کرده آسمون با منو تو قهره دیگه هر کدوم از ما توی یه شهره دیگه تو دلم این همه غم جا نمیگیره چی بجز غم داره اون دل که اسیره گفتی از یاد میره این غمها یه روزی تو دلم ریشه دونده دیگه دیره آسمون با منو تو قهره دیگه هرکدوم از ما توی یه شهر دیگه...