تو را دوست می دارم..

تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دیددوست می دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های آسماندوست می دارم

تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ... دوست می دارم

تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام... دوست می دارم

برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای نخستین گناه

تو را به خاطر دوست داشتن... دوست می دارم

تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم... دوست می دارم 

 

 

 پ.ن: اصلا" من به دنیا اومدم که دوستت داشته باشم..که عاشقت باشم..که دیوونه ت باشم......چشمک

 

 

 

/ 49 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرجان

وای آبروم رفت خدایییییی[گریه] [خنده]

مرجان

این غلت خیلی غلیظ تر از این غلطه......... وگرنه خیالط راهط من دلم و بح حیچ کص نمیدم ......... فقط جای توه ه ه ه ه ه [نیشخند]

مرجان

نه بذار باشه تا همه دنیا بدونن من بی صواتم[خنده] صوات نادارم اما دوصيت كه دارم[ماچ][ماچ]

مرجان

ای جان قربونه اون گلبت بره مرجان[ماچ][ماچ][ماچ][خنده]

مرجان

آره همینه که تو میگی عزیزم من میرم لالا کنم دیگه چشام داره میره بووووس شبت بخیر خوشگلم خدا همراهت عسلم راستی امروز عالییی بود عزیزم[ماچ][ماچ]

آريا

ای جان این یک عاشقاه بود یک عاشقانه تند زیبا بود ممنون.

جـــاویـــــد

زندگی آه ای زندگی منم که هنوز با همه پوچی از تو لبریزم نه به فکرم که رشته پاره کنم نه بر آنم که از تو بگریزم همه ذرات جسم خاکی من از تو، ای شعر گرم، در سوزند آسمانهای صاف را مانند که لبالب ز بادهء روزند با هزاران جوانه می خواند بوتهء نسترن سرود ترا هر نسیمی که می وزد در باغ می رساند به او درود ترا من ترا در تو جستجو کردم نه در آن خوابهای رویایی در دو دست تو سخت کاویدم پر شدم، پر شدم، ز زیبائی پر شدم از ترانه های سیاه پر شدم از ترانه های سپید از هزاران شراره های نیاز از هزاران جرقه های امید حیف از آن روزها که من با خشم به تو چون دشمنی نظر کردم پوچ پنداشتم فریب ترا ز تو ماندم، ترا هدر کردم غافل از آن که تو بجائی و من همچو آبی روان که در گذرم گمشده در غبار شوم زوال ره تاریک مرگ می سپرم آه، ای زندگی من آینه ام از تو چشمم پر از نگاه شود ورنه گر مرگ من بنگرد در من روی آئینه ام سیاه شود عاشقم، عاشق ستارهء صبح عاشق ابرهای سرگردان عاشق روزهای بارانی عاشق هر چه نام تست بر آن می مکم با وجود تشنهء خویش خون سوزان لحظه های ترا آنچنان از تو کام می گیرم تا بخشم آورم

کوروش

دروود ونوس جان در کل با چیه من موافقی؟

آرش

سلام آجی گلم [گل] لطف داری ممنون از حضورت دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم شکنجه میشم از خودم نمیتونم شکوه کنم انگاری کوه غصه ها رو سینه من امده آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی یه عمر که دربدرم حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم دلم گرفته آسمون یکم منو حوصله کن نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن منو به بازی میگیره عقربه های ساعتم برگه تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن منتظرتم

حدیث طریقت

Momkene maskhare be nazar biad, vali vaghan ettefagh miofte! Mikhai surate kasi ro ke vaghan duset dare bebini? Ino be 10 nafar befrest bad boro be addresse http://amour-en-portrait.ca.cx/ (in ye bazie faransavie). Surate kasi ke duset dare zaher mishe! Khatare surprise shodan (taghriban 90% shabihe)!" Man khastam in bazio dor bezanam mostaghiman raftam be un address goft intori nemishe! Baiad be 10 nafar befrestish! Nemidunam cetori fahmid, amma majbur shodam in karo anjam bedam bebinam kar mikon